کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟
صورِ دوم
برچسبها:
زمان و زمانه
صور ِاول
هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی كه چرا همی كند او نوحه گری
یعنی كه نمودند در آیینهی صبح
كز عمر شبی گذشت و تو بیخبری
خیام؛ اینجا هم میتوان شنیدش.
برچسبها:
زمان و زمانه
کِی کردن
میخواهی کاری کنی. اول بار، پیش از آنکه امکاناش را بیابی، میشتابی؛ بار دیگر پس از فرصت یافتن دِرَنگ میکنی. در هر دو حال، خِرَدَت را مظلوم داشتهای.
برچسبها:
زمان و زمانه,
کردنیها
ژاژخائی
شرم، آبرویات را، در ستیزهجویی و جنجال و کشاکش، غَرقِ عَرَقِ خود میکند.
برچسبها:
ویرانگرها
اشتراک در:
پستها (Atom)