مرا با تو کار نیست

پس از آن‌ها روی‌گردان شو. کسی تو را ملامت نخواهد کرد.  (51:54)

بر تو نیست همه‌گان را نشستن و به راهِ نیک خواندن. برو خود را باش.

منشین و برو

پیاپی بکش جام و سر‌گرم باش

بِهِل گر بگیرند بی‌کـــــــــارها

بعضی‌ چیزها را نشنیدن به‌تر. پایِ صحبت همه‌کس نشستن و هرسو که گفتندت، رفتن، حکایتِ بی‌کارِ بازارِ عطاران است!

صورِ سوم

جان‌های چو عیسی به سوی چرخ برانند

غم نیست اگر رَه نَبُوَد لاشه خری را

(مولانا)

اگر نیایی، اگر بمانی و نرانی، خود باخته ‌ای.

صورِ دوم

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟

حافظ / از سراج بشنوید

صور ِاول

هنگام سپیده دم خروس سحری

دانی كه چرا همی كند او نوحه گری

یعنی كه نمودند در آیینه‌ی صبح

كز عمر شبی گذشت و تو بی‌خبری

خیام؛ این‌جا هم می‌توان شنیدش.

رندی بشد ز خاطر

هرگز نیکی را درنخواهی یافت؛ مگر از آن‌چه دوست‌اش می‌داری ببخشی. (92:3)

زیبا نیست؟

1

که شکيب زيبا است

2

گفت آی ابليس! چه داری که از خاکساران نه‌ای؟ (۳۲ : ۱۵)

[زیبا نیست؟]